و مي‌آيد. از طواف كعبه، از خانه خدا. با تبري بر دوش.

 

تا بتهاي اعتقادي را بشكند و هوي و هوس را بر محور هدايت

 

بچرخاند.

 

پس از آن كه هدايت بر محور هوي و هوس چرخيده باشد.

 

مي‌آيد، با لباس احرام، با رداي پيامبرو با شمشير او و نيز با قرآن

 

علي

 

مي‌آيد، با چشماني اشكبار، هق هق گريه سخنانش را قطع

 

مي‌كند.

 

 

كه اي مردم او فرزند پيامبر(ص)  است.

 

و او همان است كه از آدم تا خاتم به انتظارش نشسته‌اند.

 

و حال اوست كه پس از سالها رنج و غربت و دوري از وطن

 

بازگشته است.

 

او را مي‌شناسيد.

 

ممکن است او را قبلا ديده‌ باشيد.

 

آري ممكن است كه او را ديده باشيد.

 

او همان است كه دركربلا تشنه ماند.

 

او همان است كه در  دهم محرم كمرش شكسته شد.

 

او همان است كه در مجلس يزيد خون گريه كرد .

 

ولي اگر خوب بنگري آثار كبودي در رخ او عيان است.

 

اگر نيك بنگري مي‌بيني كه از درد پهلو اشك مي‌ريزد.

 

آري او همان است كه پشت درب خانه سيلي خورد.

 

و در حالي كه شعله‌هاي آتش نزديك بود او را بسوزاند غنچه اش

 

را با خون دل رها نمود.

 

و به انتظار اين روز در ميان آتش بر روي خاك و خون نشست.

 

آري او مي آيد.

 

 

 

 

 


 

نوشته شده توسط ققنوس در جمعه پنجم خرداد 1385 ساعت 4:35 بعد از ظهر موضوع او مي آيد | لینک ثابت