مهدی جان! روزی تو خواهی آمداز کوچه های باران تا از دلم بشویی غم های روزگاران
سری به نیزه بلند است در برابر زینب خدا کند که نباشد سر برادر زینب غدیر واقعه ای خاص و مهم در تاریخ اسلام! اسناد واقعه غدیر در 110 کتاب معتبر اهل سنت!! استناد امیرمومنان علی (ع) به واقعه غدیر در اثبات خلافت خود! نقد دیدگاه های اهل سنت درباره مهم ترین واقعه تاریخ اسلام (( غدیر! )) ریشه های پولادین عصمت پیامبران و امامان! مقدمه: ای پرده نشین آسمان! ندبه خواهم خواند! ای حضور بی پایان کمکم کن! گفت: چشم ها را باید شست!
چه زود پاییز از راه رسید شب های رمضان هم آمدند! یه دنیا جات خالیه! چرا پيامبر اسلام (ص) با عايشه و حفصه ازدواج كردند ؟ علت ازدواج حضرت با ايشان سياسي بوده است: يكى از اهداف ازدواجهاى پيامبر(صلي الله عليه وآله وسلم) جهت سياسى - تبليغى بود ؛ يعنى با ازدواج موقعيتش در بين قبايل مستحكم گردد و بر نفوذ سياسى و اجتماعيش افزوده شود و از اين راه براى رشد و گسترش اسلام استفاده نمايد. حضرت به خاطر دست يابى بر موقعيتهاى بهتر اجتماعى و سياسى ، در تبليغ دين خدا و استحكام آن و پيوند با قبايل بزرگ عرب و جلوگيرى از كارشكني هاى آنان و حفظ سياست داخلي و ايجاد زمينه مساعد براى مسلمان شدن قبايل عرب ، به برخى ازدواج ها رو آورد . در راستاى اين اهداف پيامبر (صلي الله عليه وآله وسلم) با زنان ذيل ازدواج کردند :
عايشه دختر ابوبكر از قبيله «تيم». ام حبيبه دختر ابوسفيان از قبيله نامدار بنى اميه. ام سلمه از قبيله بنى مخزوم . سوده از قبيله بنى اسد. ميمونه از قبيله بنى هلال. صفيه از بنى اسرائيل چه كسي به ابوبكر لقب «صديق» و به عمر لقب «فاروق» را داد ؟ هر آنچه اهل سنت از زبان پيامبر طبق روايات صحيح السندي كه در بسياري از كتابهاي اهل سنت وجود دارد ، اين دو لقب مبارك ، از القاب اختصاصي آقا امير المؤمنين عليه السلام بوده است ؛ اما اهل سنت تلاش كرده اند كه اين فضليت را براي خلفاي ديگر نقل كنند . از طرف ديگر بسياري از علماي اهل سنت اعتراف كردهاند كه اين دو لقب ، شايسته ابوبكر و عمر نيست و حديث آن جعلي است . آيا روايت « ولدني ابوبكر مرتين» صحت دارد ؟ يكي از دلائلي كه علماي اهل تسنن براي اثبات حُسن روابط ميان اهل بيت عليهم السلام و خلفاي سه شهادت پیامبر یا ارتحال و وفات او؟؟! دانشمندان مسلمان در باره اين كه پيامبر اسلام صلي الله عليه وآله وسلم چگونه از دنيا رفت ، حاكم نيشابوري عالم معروف اهل سنت در كتاب معتبر المستدرك علي الصحيحين مينويسد : ثنا داود بن يزيد الأودي قال سمعت الشعبي يقول والله لقد سم رسول الله صلى الله عليه وآله . . ازدواج موقت در كتب اهل سنت؟!! مساله متعه يا ازدواج موقت ، از جمله مسائلي است که اختلاف بين شيعه و سني براي اثبات حليت متعه - جدا از اجماعي که حتي اهل سنت نيز آن را در مورد سالهاي اوليه اسلام نقل کرده اند - مي توان از قرآن کريم و روايات رسول گرامي اسلام صلي الله عليه وآله وسلم استفاده کرد:: مصحف حضرت فاطمه(س) چیست؟ مصحف فاطمه سلام الله عليها كتابي است كه به املاء جبرئيل و خط امير المؤمنين عليه السلام نوشته اهل تسنن از ديرباز اشكال ميكنند كه چگونه ممكن است كه ملائكه با غير پيامبر صحبت كند ، آيا اين مطلب با خاتميت پيامبر در تعارض نيست ؟ آیا آیه « إِذْ یُبَایِعُونَکَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ » عدالت تمامی صحابه را ثابت میکند ؟ علم غیب از دیدگاه قرآن درباره علم غیب نیز اگر ما بخواهیم فقط به برخی آیات توجه کنیم قهرا آیات دیگر را نادیده گرفتهایم و این روش ابدا صحیح نیست. اثبات امامت (۲) همچنین در احادیث فراوانى بر عالم بودن ائمه(ع) به امور نهانى و غیبى اشاره و تاکید شده است که البته این علم غیب از جانب برای دنباله مطلب << اینجا>> کلیک کنید. اثبات امامت (1) روزنامه شرق در روزهاى چهاردهم و پانزدهم اسفندماه مقاله اى را از محسن کدیور با عنوان «بازخوانى برای دنباله مطلب << اینجا >> کلیک کنید. عزاداری های متداول در میان شیعیان برگرفته از نصوص و روایات است آیت الله میرسیّد محمّد یثربی استاد دروس خارج حوزه علمیّه قم: برای دنباله مطلب << اینجا >> کلیک کنید. داستان ساختگی معشوقه یزید و خواستگاری امام حسین از او!! در این داستان ساختگی یزید عاشق «ارینب» دختر اسحق میشود. ارینب در برای دنباله مطلب << اینجا >> کلیک کنید. .jpg)
![]()

![]()
طبیعی است این فرستادگان، که ازدرگاه با عظمت وکبریاییت الهی آمده اند خود باید الگوی کامل در عرصه بندگی خدا باشند و اگر این گونه نباشد دیگر ویژگی ممتازی نسبت به بقیه نخواهند داشت و رسالت آن ها مورد بی اعتمادی امت واقع خواهد شد.
بندگی کامل خدا که ظهور آن در عدم انجام گناهان – چه به صورت سهوی و چه به صورت عمدی – و نیز انجام نیکی هاست عصمت نامیده می شود که از دید عقلی لازمه رسالت آن هاست. ما در این مقاله به چند دلیل در اثبات عصمت انبیا و اولیا اشاره می کنیم که بیشتر آن ها از نگاه عقل است اما عقلی که موید آن آیات کریمه قرآن و احادیث اهل البیت است. برای اثبات عصمت چند دلیل وجود دارد:
دليل اول: انبيا بايد مورد توجه و علاقه قلبي افراد قرار گيرند
چون انبيا و اوليا بايد مورد علاقه و توجه قلبي افراد قرار گيرند و نيز مردم بايد ازروی میل و علاقه و نه از روي اكراه به آن ها ایمان بياورند بايد از هرگونه خطا، اشتباه، گناه، چه سهوًا و چه عمدًا پاک باشند و حتی به حکم عقل از چيزهايي كه سبب بياعتمادي و رويگرداني مردم از آنها ميشوند نیز بري باشند. چرا كه حكومت انبيا بر قلوب مردم است و آن ها فقط تذكر ميدهند. همان گونه كه خدا در قرآن كريم خطاب به پيامبرش ميفرمايد:
(( فَذَكِّرْ إنَّما أنْتَ مُذَكِّرٌ لَسْتَ عَلَيْهِمْ بِمُصَيْطِرٍ )) (1)
ترجمه: (( پس (اي پيامبر) تذكر بده، چرا كه تو تذكر دهنده اي و بر ايشان هم سلطه ای نداري.))
بايد مردم از ته دل و نيز از روي اختيار و آزادي، پیامبران را پذيرفته و از دستورات آن ها اطاعت کنند. به همین دلیل بايد خدا اسباب تنفر را كه شامل زشتي ظاهر و يا بدخويي ويا انواع مسائلي كه سبب انزجار مردم از آن ها ميشود را برطرف کند و اگر هرگونه كاستي و نقص، چه در بدن مثل قبح و زشتي و چه در روح مثل افعال زشت و گناهان و حتي سهو و نسيان در آن ها باشد نقض غرض شده و ديگر پيامبر بر مردم مبعوث نيست.
خداوند در قرآن كريم خطاب به پيامبرش ميفرمايد:
(( إنَّكَ لَعَلي خُلُقٍ عَظيمٍ )) (2)
ترجمه: (( همانا تو بر اخلاق بسيار ستودنی هستي.))
كه نشان از اخلاق وارسته الهي است و خدا آن را بزرگ شمرده و دليل زيبايي باطن و روح پيامبر و در نتيجه اسباب تمايل مردم به سوي او است. يا اين كه فرموده است:
((فَبِمَا رَحْمَةٍ مِّنَ اللّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لاَنفَضُّواْ مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الأَمْرِ فَإِذَا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللّهِ إِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكِّلِينَ)) (3)
ترجمه: ((پس به [بركتِ] رحمت الهى، با آنان نرمخو [و پُر مِهر] شدى، و اگر تندخو و سختدل بودى قطعاً از پيرامون تو پراكنده مىشدند. پس، از آنان درگذر و برايشان آمرزش بخواه، و در كار [ها] با آنان مشورت كن، و چون تصميم گرفتى بر خدا توكل كن، زيرا خداوند توكل كنندگان را دوست مىدارد. ))
كه نفي قبح و زشتي را از پيامبر خويش بيان ميدارد. یا این که ميفرمايد:
(( إنَّما يُريدُ اللهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيرًا )) (4)
ترجمه: ((خداوند فقط مىخواهد پليدى و گناه را از شما اهل البيت دور كند و كاملاً شما را پاك سازد.))
كه هر گونه رجس، آلودگي و پليدي را از پيامبر و اهل بيت او نفي مي کند.
در كتاب قصههاي قرآن تأليف عالم بزرگ سيد نعمت الله جزايري در فصل مربوط به حضرت ايوب(ع) آمده است كه امام صادق(ع) فرمودند:
(( برخلاف آنچه گفته ميشود، ايوب با وجود آن كه بيمار بود از او هيچ بوی بدی به مشام نرسيد و چهرهاش به زشتي نگراييد و هيچ گونه چرك و خوني از بدن او خارج نشد و هيچ كس نبود كه همنشيني با او را زشت بداند چرا كه چنين خصوصياتي هرگز بر پيامبر خدا عارض نخواهد شد بلكه اجتناب مردم از مجالست با او صرفًا به خاطر تنگدستي و ناتواني ظاهري وي بود اما مردم نميدانستند كه ثروت واقعي و گنجينة الهي در اختيار اوست. ))
طرح یک سوال:
اگر گفته شود که ما به دانشمندان علوم طبيعي با توجه به اين كه خطا كار هستند و عصمت ندارند اعتماد داريم و لزومي ندارد انبيا معصوم باشند تا به آنها اعتماد كنيم؟
در پاسخ می گوییم:
الف: اعتماد در اینجا به معني ايمان است كه هرگز آميخته به شك نيست!
ما هيچ وقت اعتمادي را كه نسبت به انبيا داشته ايم نسبت به دانشندان علوم طبيعي نداشته ايم. زيرا بايد از انبيا بدون چون و چرا اطاعت كرد ولي از دانشمندان علوم طبيعي چنين تبعيتي نداريم. هنگامي كه مي گوييم فقدان عصمت موجب بي اعتمادي مردم مي شود منظور اعتمادي است كه در خور شأن فرستاده الهي است تا اگر از غيب سخني به ميان آورد مردم ايمان آورده و اعتماد كنند و مسلم وقطعی است که چنين اعتمادي را هيچگاه نسبت به يك دانشمند علوم طبيعي نداشته ايم.
ب: ازطرفی چون تئوريهاي دانشمندان بر مبناي استلال هاي فكري است مي پذيريم و بدون استدلال هرگزنپذيرفته ايم!
پس ما طبق عقل خودمان با اوبرخورد كرده و اگر با اصول فكر خودمان مطابقت داشت قبول مي كنيم نه آنکه اطاعت محض کنیم و ديگر آن كه در خيلي از جاها هم كه قبول مي كنيم باز هم اعتماد كامل نداريم و اين چيزي است كه در برخورد با انبيا ومسئله ایمان به آن ها دقيقا خلاف آن بايد باشد.
![]()
اگر تا سپیده دم نیایی![]()
![]()
![]()

![]()

شستم و منتظر ماندم . .
گفت: جور دیگر باید دید!
دیدم و دوباره گریستم . .
گفت: زیر باران باید رفت!
رفتم و نبودش را با مغز استخوانم حس کردم . . ![]()

و ابرهای تیره، آسمون را پر کردند!
راستی امروز بارون هم اومد . .
آروم و پیوسته
زیبا و عاشقانه
لبریز از مهر و دوستی
با نوایی بهشتی، آرامشی عمیق و روحی لطیف!
<< و من از پشت پنجره اتاقم دوباره تو را دیدم! >>
امروز بارون اومد
از اون بالا بالاها
از آسمونی که نام تو در اون نقش بسته!
<< بارون بارید و قطره های اون روی گونه هام لغزید . . >>
باور نمی کنی که امروز وجود تو را با تمام وجودم حس کردم . .
وای! که چقدر بی تو غریبم!
چقدر تنهام . .
چند وقتی بود که چشم های آبی آسمون را ندیده بودم
بغض ابرهای گرفته را لمس نکرده بودم
صدای شرشر بارون از ناودون خونه را توی کوچه نشنیده بودم
پرواز پروانه ها را زیر بارون حس نکرده بودم
چند وقتی بود که از اون کوچه عبور نکرده بودم!!
همون کوچه که وقتی از اون رد شدی خیره خیره به تو نگاه می کردم
همون کوچه که تو اون شب مهتابی . .
. . .
آره!
امروز بارون بارید!
<< و من دوباره در غم هجر تو تب کردم . . >>![]()
کاشکی یه دریا پیشم می موندی!
دلتنگی هامو کاشکی بدونی . .!![]()
![]()
:ادامه مطلب:![]()
اسلام در باره ابوبكر نقل كردهاند ، ساخته و پرداخته ديگران است ؛ همان طور كه لقب «فاروق» نيز از آنِ امير المؤمنين بوده و اهل كتاب آن را به خليفه دوم هديه كردهاند .
:ادامه مطلب:![]()
گانه استدلال ميكنند و با استفاده از آن موضع شيعيان در برابر خلفا را مورد انتقاد قرار ميدهند ، روايتي است معروف به «ولدني ابوبكر مرتين» كه از قول امام جعفر صادق عليه السلام نقل ميكنند . ما در اين جا به صورت مختصر سند و نيز دلالت اين روايت را از مصادر شيعه و سني مورد بررسي قرار داده و در نهايت قضاوت را بر عهده خوانندگان عزيز قرار ميدهيم .
:ادامه مطلب:![]()
ديدگاههاي گوناگوني دارند ؛ بسياري از علماي شيعه و سني معتقدند كه آن حضرت را مسموم كردند و همين سم در بدن آن حضرت اثر كرده و او را به شهادت رسانده است .
:ادامه مطلب:![]()
در مورد آن بسيار شديد بوده و اهل سنت از آن به عنوان حربه اي بر ضد شيعه استفاده مي کنند .
:ادامه مطلب:![]()
شده و در آن تمامي حوادث واتفاقات آينده عالم تا روز قيامت ثبت شده و چيزي در باره حلال و حرام در آن وجود ندارد .
:ادامه مطلب:![]()
ایشان ضمن هشدار شدید به کسانی که به نوعی در صدد خدشه به شعائر حسینی هستند، تصریح کردند: بیدار باشید مردم ایران! بدانید کوچکترین کلمه که شعائر حسینی را سست کند، کمر خاتم النبیین(ص) را می شکند. این عزاداری ها، این سینه زنی ها، این زنجیر زنی ها باید به حد اعلی حفظ بشود. مسأله بازیچه که نیست.
ایشان با بیان حدیثی که در آن امام صادق علیه السلام برای شیون کنندگان در مصیبت سیدالشهدا علیه السلام دعا نموده اند، تاکید کردند: این کلام کیست؟ امام ششم است، رئیس مذهب است. این بی سوادهایی که غلط می کنند می گویند آهسته گریه کنید. صیحه عبارت است از شیون، صرخه چیست؟ شیههء شدید صرخه است.
ایشان تنها مرجع ابراز نظر در مورد چنین مسایلی را فقها دانسته، فرمودند: فقیه کیست؟ فقیه نائینی است، فقیه بروجردی است، فقیه حائری است، فقیه اینها هستند که می گویند: سینه بزنید، زنجیر بزنید، خون هم جاری بشود، بشود.
محقق نائینی کسی است که افتخار فقهای بزرگ این است که دقائق لباس مشکوک او را در فقه بفهمند. چنین فحلی می گوید: سینه زدن، زنجیر زدن برای سید الشهداء(ع)، حتی اگر خون جاری بشود جایز است.
جواز در اینجا به معنی اباحه نیست. شماها که اهل فقه هستید، این فتوای چه فحلی است؟ بعد که این فتوی را صادر می کند، اعاظم مذهب و اکابر دین، مثل سید محسن حکیم با آن ( کتاب) مستمسک، ذیل این فتوی می نویسد: فتوای شیخ ما بالاتر از این است که محتاج به امضای مثل منی باشد.
مثل فقیه شاهرودی می گوید: حق فی کمال التحقیق. مثل تمام اعاظم تا چه رسد به اینهایی که اینجا (حرم حضرت معصومه سلام الله علیها) خوابیده اند و استوانه های فقه اند.
ایشان با تصریح به برخی از مظاهر عزاداری سید الشهدا علیه السلام، ادامه دادند: آن حائری، آن بروجردی که از او استفتاء می کنند که در شهر ما از این ضریح ها به صورت عَلَم بیرون می آورند. این فقیه است که می گوید: در هر شهری آنجور که رسم است، عزاداری باید اجرا شود.
ایشان با رد دلایل کسانی که با عنوان کردن «ضرر» در صدد تضعیف عزاداری سنتی هستند، تاکید کردند: این در فقهای مذهب آن هم کسی که تمام مباحث «اضرار نفس» را به دقت رسیدگی کرده، همه احادیث را سندا و دلالتا دیده، تمامی عناوین ثانویه را طی کرده، تمام مباحث «لاضرر» را پشت سرانداخته، بعد می گوید: در این راه، این اندازه ضرر، هیچ اشکال ندارد.
ایشان در پایان با توجه دادن مردم به اسوه های مرجعیت شیعه که در این زمینه ابراز نظر کرده اند، فرمودند: مردم باید روز عاشورا، فقط چشمشان را بدوزند به کربلا. کجا؟ آن جا که فحل الفحول یعنی میرزای شیرازی میرزای دوم، همان کسی که صدها مثل بلاغی افتخار دارند که کوچکترین شاگرد اویند، یک چنین کسی روز عاشورا، سربرهنه، پابرهنه، در دسته طویریج سینه می زند. این فقیه است، این سند امت است.
پایان بخش سخنان ایشان تاکید بر برگزاری هر چه باشکوه تر مراسم عزاداری سیدالشهدا علیه السلام و حضرت صدیقه شهیده فاطمه زهرا سلام الله علیها در روز سوم جمادی الثانی بود.
شیعه نیوز![]()
یکی از آیاتی که اهل سنت برای اثبات عدالت تمامی صحابه استناد و رضایت دائمی خداوند از کسانی
که در این واقعه حضور داشتهاند استفاده میکنند ، آیه 18 سوره فتح است که خداوند در این آیه میفرماید :
لَقَدْ رَضِیَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِینَ إِذْ یُبَایِعُونَکَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فِی قُلُوبِهِمْ فَأَنْزَلَ السَّکِینَةَ عَلَیْهِمْ وَأَثَابَهُمْ فَتْحًا قَرِیبًا . الفتح / 18 .
به راستى خدا هنگامى که مؤمنان ، زیر آن درخت با تو بیعت مىکردند از آنان خشنود شد ، و آنچه در دل هایشان بود بازشناخت و بر آنان آرامش فرو فرستاد و پیروزى نزدیکى به آن ها پاداش داد .
:ادامه مطلب:![]()
هم اکنون تحقق یافته باشد یا بعد از این تحقق پیدا کند، و آیاتی که در قرآن مجید مربوط به «علم غیب» است به طور کلی بر سه دسته است.
:ادامه مطلب:![]()
خداوند به آنها اعطا شده و مى شود و آنان خود هیچ گونه استقلالى در آن ندارند، ضمن آن که علم غیب ائمه(ع) مطلق نبوده۲۰ و امورى از جمله علم به آغاز قیامت از آنان نیز پنهان است و جز خداوند نمى داند.
:ادامه مطلب:![]()
امامت در پرتو نهضت حسینى» منتشر کرد که بازتاب هاى مختلفى را دربر داشت. اصل مقاله پیش از این در سایت امروز با عنوان سخنرانى محسن کدیور در محرم ۱۴۲۷ منتشر شده بود. مهدى نصیرى مدیرمسئول روزنامه کیهان و هفته نامه صبح و نویسنده کتاب اسلام و تجدد در مقاله زیر به نقد بازخوانى امامت در پرتو نهضت حسینى پرداخته است که روزنامه شرق جهت تنویر افکار عمومى آن را به چاپ مى رساند.
:ادامه مطلب:![]()
هر سال در آستانه ی محرم که شور و عشق مردم به اباعبداللهالحسین علیه السلام به اوج می رسد، اهل شبهه دست به کار می شوند تا به وسیله ی مطالب بدون دلیل و واهی مومنین را از کربلا و عاشورا جدا کنند یا اعتقادات آنها را تضعیف نمایند. در میان این دست از اهل ریب و شبهه دو گروه وجود دارند:
:ادامه مطلب:![]()
زیبایی و ادب و کمالات، شهرتی درخور داشت. معاویه از جریان آگاه شد و به یزید وعده داد که او را به مقصود برساند . «ارینب» با پسر عمویش «عبدالله بن سلام» که از شخصیتهای معروف بود، ازدواج کرد و در عراق با همسر خود زندگی میکرد.
:ادامه مطلب:![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |




